محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
169
اكسير اعظم ( فارسى )
و سركه برابر آميخته نيم گرم بر تارك سر مالند و حجامت بلاشرط ميان دو شانه نمايند و مصطكى سه ماشه جدوار خطائى دو ماشه سوده در شربت به و يا انار دو توله ورق طلا يك عدد آميخته در عرق كيوره هفت توله بنوشانند اگر به هوش آيد بهتر و الا سعوطى كه در ليثرغس مذكور شد به كار برند كه فى الفور به هوش مىآرد پس اندكى شورباى بچه بز دهند و دواى مذكور صبح و شام نوشانند و در ميانه روز هفت هشت عدد مويز منقى خورانند . و روز سوم و چهارم بعد زوال سبات نان تنك به شورباى مرغ تريد نموده به وزن يك فلوس اول روز دهند و تا سه وقت بر همين قدر اكتفا نمايند و وقت چهارم دو وزن و يا دو نيم وزن زياده كنند تا به تدريج به حالت اصلى آيد . و بايد كه مصطكى سه ماشه در نوشداروى ساده نه ماشه آميخته با عرق باديان بالاى طعام خورانند . و اگر پس از زوال سبات سرخى در چشمها پديد آيد اندكى كيرى انبه و يا ترشى انبه خشك در گلاب و يا آب گشنيز بر آهن سوده به ميل زر در چشم كشيدن در دو سه روز زائل مىسازد و الا بعد هفته رگ ماق و يا پيشانى زنند . و استعمال سعوط مذكور در يك ساعت سه چهار بار و ضماد دال بنوماش مدبر به شير بز و روغن گل و سفيدى بيضه بر پيشانى و خورانيدن جدوار دو ماشه فادزهر برى يك ماشه در بالائى جغرات گاوى دو توله و نهادن شيشه حجامت بر كتفين و ساقين و حوالى فم معده و دادن عرق بهار نارنج و دوغ گاو مساوى كه به سنگ يشب سه بار . و همچنين به فولاد و طلا داغ كرده باشند به جاى آب و غذا در دفع سبات هيضه و منع قى و اسهال و دفع ديگر اعراض آن مجرب است . و اگر در سبات هيضه وبائى بعد زوال در روزى دو سه نوبت اجابت طبع شود و نفخ هم باشد يا نه شيره باديان نه ماشه و الايچى كلمان چهار عدد زيره سفيد چهار ماشه نبات سه توله دهند در روزى دو بار . و اگر در اين اثنا اشتها كم باشد مصطكى سه ماشه سوده در شربت انار منعنع يك توله بليسانند و غذا گهچرى بنوماش بريان بدهند كه فلفل گرد و زيره سياه و الايچى كلان در آن افتاده باشد . علاج سبات ضعفى و ضربى اگر از تحلل ارواح باشد علاج غشى نمايند و بهر تقويت و تكثير ارواح شوربا ماهى لحوم لطيفه و چرب و قليهها و كبابها و ماء اللحم و مفرحات و دواء المسك مثروديطوس و شربت فواكه و انار با گلاب استعمال نمايند . و در مزاج گرم ماء الحلم در گلاب و آب سيب آميخته يا مفرح بارد يا دواء المسك بارد و گلقند نسترن و شربت انار يا سيب يا ليمو و عرق بيدمشك و نيلوفر و يا طباشير و صندل سوده باشربه مذكوره سرشته بدهند . و ايضا در محرور مثروديطوس بطباشير سرشته به شربت ليمو يا شربت انار بايد داد و صندل و گلاب و كافور ببويانند و در مزاج بارد دواء المسلك حار و مفرح حار و شربت ميبه و يا مثروديطوس در ماء العسل يا در شراب انگورى و يا ماء اللحم به اندك شراب و مانند آن به كار برند . و ايضا عود هندى و مشك و عنبر و فاوانيا و جندبيدستر اكلًا و شماً استعمال نمايند . و اگر سبات از ضربه و سقطه افتد هرچه در علاج امراض دماغى كه از ضربه و سقطه بود و در علاج صداع ضربى مسطور شد به عمل آرند و مقويات سر و رادعات مثل مغاث و ماش و گل سرخ و صندل و مانند آن استعمال نمايند پس آنگاه در آگاهيدن سعى نمايند به استعمال مقويات دماغ كه در علاج امراض ضعف دماغى گذشت . و اين سعوط در اين باب از مجربات صاحب اقتباس است برگ مورد و يا تخم آن چهار ماشه عرق بهار نارنج و روغن گل هر يك يك توله شير زنان سه ماشه ديودار دو ماشه سركه چهار ماشه زعفران يك ماشه . انتباه : شيخ مىفرمايد كه از معالجات مرض سبات شنيدن و ديدن اشيائى است كه به صاحب او غم آورد و از ادويه مسهره طلاى منخرين بقلقند است و سعوط و طلاى چهره و چشم به سركه و بستن پايها باستوارى و استعمال معطسات باعث افاقه و بيدارى مسبوت مىگردد . و به قول قرشى تكلف انتباه اگرچه بكندن موى و كشيدن اطراف باشد نافع و تسعيط سركه و آب مور جيد و مفيق به خاصيت و كيفيت هر دو است . و انطاكى گويد كه براى مطلق سبات تنطيل سر به طبيخ شبت و نمام و بابونه و تضميد با اجرام آنها و تقطير سركه و آب نمام در بينى و مشك به گلاب مجرب است و در حالت افاقه غاريقون به روغن بادام شيرين و شكر استعمال كنند و بر آن طبيخ افتيمون يا خيارشنبر بنوشن . د و به صبر و آب مورد طلا نمايند . و سلطان محمد مراد در مجربات خود نوشته كه فلفل سياه يك نيم عدد در لعاب دهن اسب سائيده به ميل در چشم كشيدن مزيل سبات است . و كذا سفوف زرد چوب و فلفل سياه و نمك لاهورى مساوى حسب حاجت خوردن و قهوه چاى خطائى و باديان خطائى و بن نوشيدن نيز مفيد . و ذكر باقى اشياى مسهره در آخر بحث سهر مىآيد . سبات اطفال گاه باشد كه خواب طويل با كسل و ثقل و ماندگى مفرط به اطفال عارض شود و آن را مباركى گويند بهترين تدبيرش آن است كه روز اول يك مگس پر دور كرده با يك ماشه اجواين مصفى ماليده بخورانند و روز دوم دو مگس با همان قدر اجواين بدهند و همچنين تا هفت روز يك يك مگس هر روز بيفزايند و بعده هر روز يك يك كم كنند تا روز چهاردهم يك مگس بماند در اين عرصه مرض اگرچه قوى و مزمن باشد زائل گردد و قى نمىآيد مگر وقتى كه ماده مرض به كلى منقلع شود . و بعضى گويند كه براى كثرت خواب كه بعد تپ پيدا شود آن را مباركى نامند استخوان باخه دو درم مرواريد دو سرخ بسد دو سرخ هر سه به آب سائيده هفت روز بخورانند .